الفيض الكاشاني

193

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 46 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه الأمير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمّد نضّراللَّه وجهه . فيض دائمى حق امّا بعد ؛ نوشته بودند كه آدمى جهت عبوديت مخلوق شده است و حق عبوديت آن است كه يك نَفَس از ذكر معبود خالى نباشد . آرى چنين است چون ربّ عزّوجلّ پيوسته به ربوبيّت ايستادگى مىفرمايد ، كه اگر يك طرفة العين نظر از وى بازگيرد وجود او از هم فرو ريزد و چگونه چنين نباشد و مرغ عيسى عليه السلام به مجرد اين كه به حسب ظاهر ساختهء او بود چون از نظر او غايب مىشد فى الحال مىافتاد و ناچيز مىشد . چگونه آدمى فى الحقيقه ساختهء قدرت خداى است بى آن كه در نظر او باشد ، باشد ؛ اگر نظر مرحمت از او باز گيرد در ساعت ناچيز شود . پس حقِّ عبد نيز اين است كه يك طرفة العين از اقامت وظايف عبوديّت غافل نشود و چنانچه ربّ پيوسته ربوبيّت مىفرمايد او نيز پيوسته عبوديّت تقديم كند تا بندهء شكور باشد . امّا « قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ » « 1 » بر كمى چنين بندگان گواهى داده . توجه دائمى به حق و قلّت اين مقام براى آن است كه اين معنى گاهى صورت مىبندد كه ذكر خداى و محبّت او سرشته تن و جان عبد شود و با رگ و خون او

--> ( 1 ) . ولى عدهء كمى از بندگان من شكرگزارند . سورهء سبأ ، آيهء 13 .